بررسی انتقادی سریالهای آبان و تاسیان: از یادآوری فیلمفارسی تا چالشهای روایتگری تاریخی

بررسی انتقادی سریالهای آبان و تاسیان: از یادآوری فیلمفارسی تا چالشهای روایتگری تاریخی

بررسی انتقادی سریالهای آبان و تاسیان از یادآوری فیلمفارسی تا چالشهای روایتگری تاریخی, سریالهای آبان و تاسیان بهترتیب در شبکه نمایش خانگی و پلتفرم فردا آغاز به کار کردهاند و هر دو از روزهای اول انتشار، موجی از انتقادات و تحلیلها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی به راه انداختهاند.

این دو اثر اگرچه در ژانر و بافت متفاوتاند، اما اشتراکاتی در چالشهای ساختاری و محتوایی دارند که بررسی آنها ضروری به نظر میرسد. سریال آبان مرز باریک بین درام مدرن و کلیشههای فیلمفارسی آبان با کارگردانی رضا دادویی و تهیهکنندگی مجید مولایی، داستان زنی را روایت میکند که نابغه هوش مصنوعی است و در آستانه دستیابی به الگوریتمی قدرتمند برای بازارهای مالی قرار دارد.

دند که نحوه طرح آن، یادآور ساختارهای کلاسیک فیلمفارسی پیش از انقلاب است که بر پایه تضادهای خیر و شر افراطی و روابط زن و مرد سنتی بنا شده بودند.

تقسیمبندی شخصیتها به دو قطب مطلق خیر و شر، فضاسازی تیره و پلیسی، و تمرکز بر توطئههای اقتصادی یک هولدینگ قدرتمند، از ویژگیهایی هستند که سریال را به درامهای پلیسی و جنایی معمول شبکه نمایش خانگی نزدیک میکند.

تا از دام کلیشهگری فرار کرده و یک صدمهشناسی اجتماعی عمیق ارائه دهد. سریال تاسیان نوستالژی دهه ۵۰ یا افراط در نمایش سبک زندگی؟

[elementor-template id="11235"]

تاسیان با کارگردانی تینا پاکروان، تلاش میکند با رویکردی تاریخی-سیاسی، تصویری از ایران دهه ۱۳۵۰ را ترسیم کند.

با وجود جذابیت بصری، گریمهای دقیق، موسیقی و بازی قوی بازیگرانی چون بابک حمیدیان و هوتن شکیبا، سریال از روز اول با انتقادات جدی روبرو شد. مستقل از عدم مجوز ساترا و بیانیههای ستاد امر به معروف، نقد اصلی بر روی افراط در نمایش متمرکز است.

تعداد زیادی از سکانسها به نمایش مصرف مشروبات الکلی، جشنهای مختلط و حجابهای نامتعارف اختصاص یافته که اگرچه به زعم سازندگان برای وفاداری به واقعیت تاریخی است، اما حجم و نحوه تدوین آنها، حس اغراق و منفعتگیری از حاشیهسازی را القا میکند. این موضوع باعث شده تا تمرکز مخاطب از روایت اصلی داستان به سمت جزئیات بصری و جنبههای حساسیتبرانگیز معطوف گردد. چالشهای مشترک روایتگری در خدمت داستان یا بصریسازی؟

هر دو سریال دچار یک پارادوکس مشابه هستند کیفیت تولید بالا و بازی خوب، در خدمت فیلمنامههایی که هنوز هویت نهایی خود را پیدا نکردهاند. در آبان خطر غرق شدن در الگوهای فیلمفارسی وجود دارد و در تاسیان خطر غلبه فرم بر محتوا و استفاده از نامهای بزرگ سینما (مانند اشاره به عباس کیارستمی و بهرام بیضایی) به عنوان ابزار فضاسازی، به جای عمق دراماتیک.

منتقدان معتقدند که تینا پاکروان در مقایسه با خاتون، در تاسیان به سمت جذابیتهای بصری سطحی و وایرالسازی سوق داده شده، به جای تقویت لایههای روایی و تاریخی. نتیجهگیری قضاوت پیش ازوان یا نگرانی موجه؟ هر دو سریال در ابتدای مسیرند و قضاوت نهایی بر محتوای جامع، نیازمند صبر برای تکههای آتی است.

[elementor-template id="11347"]

با این حال، سیگنالهای اولیه نشان میدهد که آبان باید مراقب باشد تا گرۀ طلاق و قدرت به نقدی اجتماعی تبدیل شود، نه یک ملودرام سنتی. در مورد تاسیان نیز ضرورت اعتدال در نمایش سبک زندگی دهه ۵۰ و تمرکز بر بافت دراماتیک شخصیتها، پیششرط تبدیل شدن از یک اثر سرزبان به یک اثر ماندگار است.

مخاطب امروزین، فراتر از نوستالژی بصری، به دنبال روایتی منسجم و عمیق است که بتواند گذشته را با دغدغههای امروز پیوند بزند.