[ad_1]
به گزارش راسخ
یادداشت اقتصادی تسنیم – سهیل فضلی
از ابتدای دههی ۱۳۹۰ که تحریم ها به بهانهی مسالهی هستهای بر اقتصاد سرزمین تحمیل شد، این انگاره وجود داشت که بدون از بین بردن تحریمها، هرگونه رشد و گسترش اقتصادی ممکن نخواهد می بود. بدین ترتیب در طی دهه ۹۰ شمسی رشد و گسترش اقتصادی سرزمین به مذاکرات برای از بین بردن تحریمها گره زده شد. از سویی مذاکرات از بین بردن تحریمها نیز به یک حزب خاص در کشوری خاص گره زده میشد. در نتیجه هرگاه کشتی امیدها برای حصول توافقی غرق میشد، اقتصاد سرزمین را نیز به همراه خود به قعر دریا میبرد. در نتیجه در دهه ۹۰ ناظر امواج شکوفایی و افول اقتصادی سرزمین بودیم که این کار جهت بی ثباتی و شرطی شدن اقتصاد به خارج از سرزمین شده می بود. بدین ترتیب دو آفت مهم در این انگاره وجود داشته است. نخست این که اقتصاد سرزمین به طور کامل به عوامل خارجی مشروط میشد و دوم این که حل مسائل با عوامل خارجی نیز به قوتگیری دموکراتها در آمریکا گره زده میشد.
- تحریم در دورهی دموکراتها
آن چه که اساسا مورد تردید است این نوشته است که به طور خاص دموکراتها با پیروزی در داخل آمریکا تن به کنار گذاشتن ابزاری به نام تحریم خواهند داد یا خیر؟ توانایی تاریخی بهترین موید این دیدگاه است که دموکراتها هرچند به اندازه جمهوری خواهان به جستوجو فشارهای حداکثری نیستند -همانند آن چه که در دوره ترامپ ناظر بودیم- اما ابزارهای سختی بر ایران را رها نمیکنند و مقصد نهایی آنها حداقل کنترل ایران در منطقه است. به طور نمونه بازدید دوران اوباما قضیه را روشن میکند. این دوره به گفتن تنها دورهای که ناظر حصول توافقی با آمریکا بودیم ناظر نگه داری تحریمهای ثانویه و حتی ناظر اعمال تحریمهایی از سوی دولت اوباما بودیم.
هرچند گره خوردن اقتصاد به حصول توافق -در مختصرزمان و بهصورت ناپایدار- جهت بهبود تعداد بسیاری از شاخصهای اقتصادی شده می بود اما در همین دوره سایه سنگین تحریمهای ثانویه با وجود امتیازات تعداد بسیاری که ایران داد بر سر اقتصاد سرزمین باقی مانده می بود و همین امر جهت شد با برگشت تحریمها در دوره ترامپ اقتصاد سرزمین مجددا دچار چالشهای بزرگی شود. در دوره بایدن نیز با وجود امیدهای گسترده برای توافق اما نهتنها تحریمها افت نیافت بلکه ناظر اعمال تحریمهای زیاد تر بودیم. در سطح نمایندگان نیز ناظر بودیم که اعضای دموکرات مجلس سنا و مجلس نمایندگان در دورهها و موقعیتهای گوناگونی مطرح تحریم علیه ایران را اراعه کردهاند.
بدین ترتیب این انگاره که با وجود دموکراتها در عرصه قوت حصول توافق نزدیک است نادرست است. هرچند توافق در دورهی دموکراتها نسبت به جمهوری خواهان در ظاهر دستیافتنیتر به نظر میرسد اما در عمل و روی زمین، دموکراتها نیز از اجرای توافقی که ایران از آن منتفع باشد، امتناع میکنند. تا کنون در پشت پرده، سیاست اعمال تحریمها تاجایی که ممکن می بود از سوی دموکراتها نیز جستوجو شده است.
- هریس و تحریمها
از سویی دیگر برخی با گفتن امیدواری از پیروزی کامالا هریس نامزد دموکرات انتخابات آمریکا، معتقداند با پیروزی او راه برای حصول توافق باز است؛ این درحالی است که هریس به گفتن معاون بایدن و این چنین رئیس مجلس سنا آمریکا نقش پررنگی در اعمال تحریمهای آمریکا در دوره بایدن داشته و نباید انتظار داشت با پیروزی او تفاوت خاصی با دوره بایدن را ناظر باشیم. در واقع حصول توافق با هریس به همان مقدار دشوار است که با بایدن دشوار می بود.
در این چنین شرایطی آینده و اقتصاد سرزمین را نمیتوان به انتخابات سرزمین فرد دیگر گره زد. کما این که توانایی نشا داده پیروزی دموکراتها لزوما به معنی حصول یک توافق یا اتخاذ سیاستی نرم و سازش برانگیز از سوی دولت آمریکا نخواهد می بود. در طی دهه ۹۰ دولت برنامه ریزی بودجه خود را بر پایه برداشته شدن تحریمها انجام داده است. این کار جهت شد تامین بودجه به درستی صورت نپذیرد و از سویی تعلق اندوختهها به درستی برنامهریزی نشده و قسمت قابل توجهی از بودجه سرزمین نیز صرف غیراولویتها گردد. این چنین تعداد بسیاری از پروژهها و عمل های دولت معطوف به حصول توافق یا تحقق قولهایی میشد که از خارج به دولت مردان داده شده می بود. بدین ترتیب سرزمین در حوزههای گوناگونی از جمله در اقتصاد سرزمین دچار عقبماندگی شد. فیالواقع دولت با همه آن چه که در توان داشت ایستاد و چشم به راه از بین بردن تحریمها ماند.
- به سوی استقلال اقتصادی
در این شرایط منطقیترین فرضی که در داخل سرزمین میتواند دولت را از این حالت بیرون بکشد فکر ماندگاری تحریمها است. برنامهریزی برای اقتصاد با فکر وجود تحریمها عامل خوبی است تا دولت مردان به سمت مسیر جدیدی حرکت کنند: حرکت به سوی مسیر استقلال اقتصادی سرزمین. مسیری که رشد و گسترش سرزمین را با دقت به امکانات و منبع های گسترده اما واقعی سرزمین جستوجو کند. بدین ترتیب اقتصاد سرزمین پیشبینیپذیری و ارامش بهتری را نسبت به قبل توانایی کند. مشت نمونه خروار است؛ فکر ماندگاری تحریمها به طور خاص در حوزه نفتی عامل مهمی است تا دولت به جستوجو کسب درآمدهای پایدارتری از جمله تحقق درآمدهای مالیاتی برود. بدین ترتیب افت وابستگی دولت به منبع های حاصل از فروش نفت خام نیز میتواند برنامهریزی شود.
- دولتِ درس عبرت
از سویی فکر ماندگاری تحریمها به معنی رها کردن مذاکرات برای از بین بردن تحریم نیست. بلکه عاملی است برای سوق دولت به سوی تحقق اهداف اقتصادی واقعبینانه بر پایه منبع های و امکانات حاضر. در نتیجه حصول هر چه زیاد تر دستاوردهای اقتصادی و تحکیم هر چه زیاد تر زیرساختها و توانمندیهای سرزمین چه از طریق خنثیسازی تحریمها و از چه از طریق تحریمناپذیری سرزمین و این پشتوانهای است برای دولت در مذاکرات از بین بردن تحریم. بدین ترتیب برخلاف سیاست گره زدن سرزمین به تحریمها، فکر وجود تحریم با وجود سختیهایی که در پیش رو دارد دولت را از ایستایی خارج میکند و چرخ آن را راه میاندازد. دولت دوازدهم در این مورد، میتواند درس عبرتی برای دولت چهاردهم باشد. گره خوردن هر موضوعی در داخل سرزمین به یک نوشته خارجی آفتی است که میتواند دولت را از حرکت باز دارد. این آفت در اقتصاد جهت بی ثباتی و شرطی شدن میشود که در نتیجه جهت صدمه پذیری سرزمین خواهد می بود.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
کسب وکار
[ad_2]
منبع