[ad_1]
به گزارش راسخ
سریال های جاسوسی می توانند زیاد شوق انگیز باشند. خواه یک رئیس سلطه جوی سازمان سیا باشد که فریاد می زند، “آیا تصویری داری؟” یا چند مامور که در عرض چند دقیقه از بخارست به ونیز میروال، در این سریال ها کمبودی از جانب چیزهایی که بر شوق و حیرت مخاطب می افزایند، وجود ندارد. با این حال، اکثر سریال های جاسوسی به ندرت تصویری واقعی از چشم انداز جاسوسی اراعه می دهند. دور از انتظار است که جاسوسان دنیای واقعی زیاد تر زمان خود را به میگساری، همخوابگی با زنان و دیگر اشکال لذت جویی تعلق دهند، به جای ماموریت های واقعی جمع آوری اطلاعات.
خوشبختانه، چندین سریال جاسوسی فوق العاده واقع گرایانه نیز وجود دارند، سریال هایی که بر پایه داستان های واقعی ساخته شده اند. این داستان های جاسوسی روی صفحه تلویزیون نشان می دهند که اعضای جامعه جمع آوری اطلاعات به طور مخفیانه، برای شکل دادن به رویدادهای مهم ژئوپلیتیکی در حال جاسوسی می باشند. از آنجایی که کار جاسوسی مخفیانه است، تلاش های خطرناک آنها هیچ زمان به شکلی واقعی مورد سپاس قرار نمی گیرد. دیگر شخصیتهایی که در این داستانها ظاهر خواهد شد لزوماً قهرمان نیستند، به این علت بینندگان باید تصمیم بگیرند که آیا تصمیمهای مشکوکی که گرفتهاند قابل توجیه بوده اند یا خیر. در ادامه این نوشته تصمیم داریم شما را با ۱۰ سریال جاسوسی برتر آشنا کنیم که بر پایه داستان های واقعی ساخته شده اند.

۱۰- The Spy (2019)
The Spy یا جاسوس داستان جاسوس افسانه ای موساد، الی کوهن (با بازی ساشا بارون کوهن) را روایت می کند که در دهه ۶۰ در جامعه سیاسی سوریه نفوذ کرده می بود. کوهن آنقدر باهوش می بود که توانست راه خود را به مقامات بالای سیاسی و نظامی سوریه باز کرده و حتی به گفتن معاون وزیر دفاع این سرزمین نیز منصوب شد. سپس از زمان ها اما کوهن به پشتیبانی سرویس های اطلاعاتی شوروی دستگیر و اعدام شد. با این حال، اطلاعاتی که او بدست آورد آنقدر حیاتی می بود که اسرائیل را قادر ساخت در جنگ سوم اعراب و اسرائیل (جنگ شش روزه) پیروز شود. بازیگران کمدی طبق معمولً در نقش های درام فوق العاده خوب بازی می کنند و ساشا بارون کوهن هم از این قاعده مستثنی نیست.
در اینجا، این بازیگر بریتانیایی، شخصیت خرفت و احمقی را که طرفدارانش عادت دارند از او ببینند، کنار می گذارد. در عوض، او شور و شوق و بی باکی شخصیت کوهن جاسوس را به راحتی در طول شش تکه به عکس می کشد. در این سریال ساخته شده توسط گیدئون راف – سازنده سریال Prisoners of War، سریال اسرائیلی که Homeland بر پایه آن ساخته شده است – ساشا بارون کوهن حس راحتی می کند، احتمالا به این علت که الی کوهن زیاد همانند او می بود. او از تظاهر به فردی که نیست لذت می برد و در عرصه حیله و فریب هیچ کمبودی ندارد. چه کاشتن درختان اکالیپتوس برای این که نیروی هوایی اسرائیل بداند چه مکان هایی را باید مقصد قرار دهد، چه با ستایش قوت مردانگی ژنرالهای ارتش، کوهن راهی برای رسیدن به مقصد خود اشکار می کند.

۹- Munich Games (2022)
بازیهای مونیخ با فلش بک هایی به ۵۰ سال قبل از آن اغاز میشود، وقتی که گروه شبه نظامی فلسطینی سپتامبر سیاه در جریان بازیهای المپیک تابستانی مونیخ ۱۹۷۲ به اعضای تیم المپیک اسرائیل دعوا کرد. اکنون یک نفر ایده برگزاری بازی دوستانه فوتبال بین یک تیم آلمانی و یک تیم اسرائیلی را به گفتن احترام به قربانیان این حادثه نقل کرده است. این برنامه ریزی به خوبی پیش می رود تا وقتی که آژانس های اطلاعاتی گوناگون اطلاعاتی دریافت کنند که دعوا فرد دیگر در حال برنامه ریزی است. تهدیدات کپی کاری شده در دنیای سیاست و جاسوسی رایج است. برای مثال باید بدانید که همانطور که در این سریال آشکار می شود، مرکز تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ و بعد از خنثی شدن یک دعوا کمتر ویرانگر در همان منطقه در سال ۱۹۹۳ ، مجدد مورد دعوا قرار گرفت.
به این علت کار خستگی ناپذیر نیروهای امنیتی و جاسوسان در سریال بازی های مونیخ کاملاً قابل توجیه به نظر می رسد. آنها فقطً متوهم و پارانوئید نیستند. آنها می فهمند که چه چیزی در خطر است. لذت تماشای این سریال وقتی به اوج می رسد که نیروهای امنیتی را در حال ماموریت می بینیم. این افراد انسان های بی نقصی نیستند. آنها اشتباهات بسیاری مرتکب می شوند و در یک صحنه، کمتر از یک دقیقه طول می کشد تا یک عامل عینکی موساد از مونیخ اخراج شود. در زیاد تر موارد، این سریال همانند یک تکه طویل از سریال ۲۴ به نظر می رسد. زمان در حال به آخر رسیدن است و باید کاری انجام شود.

۸- Turn: Washington’s Spies (2014 – ۲۰۱۷)
سریال ها و فیلم های جاسوسی تمایل دارند خود را به دهه ۱۹۰۰ و سپس از آن محدود کنند، اما Turn: Washington’s Spies بینندگان را به دهه ۱۷۰۰ می برد. در این سریال جاسوسی، یک کشاورز و دوستانش یک سازمان جاسوسی به نام حلقه کالپر تشکیل می کنند تا به ناکامی نیروهای بریتانیا در طول جنگ انقلابی آمریکا پشتیبانی کنند. وقایع این سریال اندکی بعد از تسخیر لانگ آیلند و بندر نیویورک توسط سربازان بریتانیایی اغاز می شود، در شرایطی که آمریکا را در اغاز فروپاشی قرار می گیرد. مطمئناً بینندگان از اراعه نکات جزئی تاریخ در این سریال سپاس می کنند چون جزئیات مربوط به انقلاب آمریکا به اندازه موارد مربوط به جنگ داخلی شناخته شده نیست.
این سریال این چنین با روشی که در آن هوش بی بدیل ژنرال جورج واشنگتن را تحلیل میکند، مخاطبان را تحت تأثیر قرار می دهد. او با آگاهی از این که جاسوسان مرتبط با ارتش دقت بسیاری را به خود جلب می کنند، موافقت می کند تا غیرنظامیان بیشتری به گفتن جاسوس مخفی مورد منفعت گیری قرار گیرند. این تاکتیک زیاد موثر واقع می شود. او زیاد خوش مشرب و خوش زبان هم هست و نقل قولهای او بر جذابیت سریال می افزایند. او یک بار در رابطه لزوم پرداخت به موقع و مناسب دستمزد می گوید: «عدم تسویه حساب می تواند دوست را به دشمن تبدیل کند» و می افزاید: «پرداخت بدهی نوعی آزادی است که همه احساسش می کنند».

۷- The Looming Tower (2018)
بر پایه کتاب برنده پولیتزر لارنس رایت، به نام The Looming Tower: Al-Qaeda and the Road to 9/11، سریال The Looming Tower یا برج بلند به بازدید فعالیت های القاعده در اواخر دهه ۹۰ می پردازد و در عین حال نشان می دهد که چطور رقابت بوروکراتیک بین FBI و CIA امکان پذیر در عدم آمادگی آمریکا قبل از حملات ۱۱ سپتامبر نقش داشته باشد. رویدادها عمدتاً حول محور رئیس مرکز ضدتروریسم افبیآی در نیویورک معروف به “I-49″، جان اونیل (جف دانیلز) میچرخد که قانع شده است دعوا ای قریب الوقوع در راه است.
اکثر تولیدات تلویزیونی و سینمایی از اشاره به حملات ۱۱ سپتامبر اجتناب می کنند، اما The Looming Tower این کار را بدون عذرخواهی انجام می دهد. هر فردی که تقصیر کار است یا کار او را خوب انجام نمی دهد، نام برده، شرمنده و خوار می شود. بعلاوه، تصویرهای شفاف از دعوای درون سازمانی، همراه با روایت دقیق همه رویدادهای کلیدی، این سریال را از یک درام اساسی به یک تریلر دلنشین تبدیل می کند. این سریال در حالی که تماماً بی ناتوانی دولت متمرکز نمی ماند، وقتی کافی را به اوج دوستی شخصیت ها تعلق میدهد و در عین حال به موضوعاتی همانند مذهب و نژادپرستی نیز میپردازد.

۶- A Spy Among Friends (2022)
دیمین لوئیس سال ها بعد از بازی در سریال Homeland با مضمون سازمان سیا، اخیراً نقش فرد دیگر در رابطه با جاسوسی بر مسئولیت گرفته است. در فیلم A Spy Among Friends، او نقش نیکلاس الیوت را بازی می کند که یکی از بهترین مامورانی است که تا به حال برای MI6 کار کرده است. الیوت بعد از این که میفهمد همکارش کیم فیلبی یک مامور دوجانبه است، خود را در یک دوراهی میبیند، در حالی که دوستش هم برای بریتانیا و هم برای اتحاد جماهیر شوروی کار میکند. الیوت که از خیانت همکارش به شدت آزرده شده، با خود عهد می بندد که جلوی این خائن را بگیرد، اما انجام این کار سختتر از آن چیزی است که در ابتدا فکر می کند.
رویدادهای سریال به کندی پیش میروال که به گمان زیادً همان چیزی است که در MI6 واقعی انجام میشود، با این حال به علت انبوهی از جزئیات تازه که در هر تکه تازه در دسترس قرار میگیرد، پیچیدگی و تنش ثابت باقی میماند. پیروزی فیلبی در برابر MI6 چیزی است که همه از آن خبر دارند. او علیرغم صدمات زیاد به بریتانیا، هیچ زمان بهای عمل های خود را پرداخت نکرد. فیلبی با پیروزی به اتحاد جماهیر شوروی فرار کردو تا آخر عمر در آنجا زندگی کرد. به این علت، مقصد این سریال پاسخگویی به این سوال است که او چطور این کار را انجام داد و چرا به یک هوادار کمونیسم تبدیل شد. در این سریال، جزئیات بسیاری در رابطه این شخصیت و داستان جاسوسی او اراعه شده است که بینندگان را زیاد تر از آنچه فکر میکردند در رابطه سازوکار جاسوسی شوروی آگاه میکند.

۵- Fleming: The Man Who Would Be Bond (2014)
یان فلمینگ یکی از بزرگترین جاسوسان تخیلی تاریخ را اتفاقی خلق نکرد. او به لطف حضورش در قسمت اطلاعات نیروی دریایی بریتانیا در طول جنگ جهانی اول، دقیقاً می دانست که جامعه جاسوسی چطور کار می کند. از این رو سریال Fleming: The Man Who Would Be Bond ماجراهای او را پوشش داده و مشخص می کند که چطور او مطرحهایی را برای دفتر خدمات استراتژیک (OSS) مینوشت، و در عین حال به سبک زندگی عیاشانه خود نیز اشاره میکند، که بعداً در میانه نوشتن کتابها، این عادت خود را به شخصیت باند نیز تزریق کرد.
فلمینگ احتمالا به اندازه جیمز باند دلنشین نبوده است، اما سریال فلمینگ طوری ساخته شده است که انگار یک فیلم از مجموعه فیلم های جیمز باند است. در تلاشی به عمد برای تحت تاثییر قرار دادن طرفداران ۰۰۷، این نسخه از فلمینگ همانند یک قهرمان سنگین وزن مشت می زند و دارای دیالوگ های دلنشین کافی برای از راه به در کردن همسر ویسکونت روترمر است. تصاویر دلنشین و پرهیاهوی بسیاری در این سریال دیده می شود که چندان هم بد نیست. از آنجایی که این سریال عمداً همانند باند ساخته شده است، نسبت به دیگر سریال های جاسوسی که بر پایه رویدادهای واقعی ساخته شده اند، سرگرم کننده تر است.

۴- Mukhbir: The Story of a Spy (2022)
سریال خبرچین: داستان یک جاسوس بر پایه کتاب مالوی کریشنا دار، مدیر بازنشسته اداره اطلاعات هند، «مأموریت در پاکستان: یک مامور اطلاعاتی در پاکستان»، داستان مامور مخفی کی سانکاران نایر را روایت می کند. در اوج درگیری هند با پاکستان، نایر مجموعه ای از اطلاعات مهم را به دست آورد که به هند پشتیبانی کرد تا در طول جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۶۵ دست برتر را به دست آورد. برای بینندگان غیرهندی، خبرچین امکان پذیر این حس را تشکیل کند که بیشتر از حد خاص و اختصاصی است که بتوان روی تماشای آن اندوخته گذاری کرد، اما تماشای آن الزامی به نظر می رسد، چون برخی از رویههای مشکل دار و نادرست آمریکا در امور خارجی را روشن میکند.
به گفتن مثال، اشکار شده است که ایالات متحده علیرغم امضای توافقنامه همکاری با پاکستان، از حمایتاز پاکستان در جنگ با هند خودداری کرده است. همانطور که انتظار می رفت، رهبران پاکستان از این اتفاق ناخوشایند بوده و به چین به گفتن یک متحد تازه نزدیک شدند. علاوه بر این، این سریال جزییات زیاد فرد دیگر از این درگیری و دوران را آشکار می کند، از جمله این که چطور این جنگ به طور مستقیم به استقلال و شکل گیری سرزمین بنگلادش پشتیبانی کرد.

۳- Our Boys (2019)
داستان سریال پسران ما با پرونده بدنام گوش اتزیون در سال ۲۰۱۴ اغاز می شود که در آن سه نوجوان اسرائیلی ربوده و به قتل رسیدند. این سریال سپس به عواقب این حادثه می پردازد، به اختصاصی ربودن و قتل یک شهروند فلسطینی ۱۶ ساله به نام محمد ابو خضیر توسط سه اسرائیلی. این سریال در زیاد تر زمان روایت خود بر تحقیقات اعضای جامعه اطلاعاتی و تلاش آنها برای جلوگیری از جنگی همه عیار بین اسرائیل و فلسطین متمرکز است.
طرفداران ژانر جاسوسی که از سیاست بدون روتوش و جاسوسی عمیق لذت می برند، از پسران ما نیز راضی خواهند می بود، چون این سریال جاسوسی از تعریف و تمجید یک طرف و محکوم کردن طرف دیگر خودداری میکنند. از آنجایی که هیچ قصدی برای جلب رضایت گروه خاصی وجود نداشت، این سریال اسرائیلی جنجال بسیاری به پا کرد. نتانیاهو خواستار تحریم آن شد در حالی که مناطق گوناگون فلسطینی نیز به چندین سوگیری حاضر در آن خرده گرفتند. با این حال، HBO و سازندگان سریال پای سریال خود ماندند.

۲- Deutschland 83 (2015)
بدون شک یکی از دلنشین ترین سریال های مربوط به جنگ سرد، Deutschland 83 به عمق تنش های آلمان شرقی و غربی می پردازد. شخصیت مهم مارتین راخ (یوناس نای)، یک نگهبان گشت مرزی است که به گفتن مامور مخفی برای HVA – شاخه اطلاعاتی اشتازی (پلیس مخفی آلمان شرقی) به آلمان غربی فرستاده می شود. نشان داده می شود که ماموریت راخ واکنشی مستقیم به نفوذ فزاینده آمریکا در قسمت غربی قلمرو تقسیم شده آلمان است. در ابتدا، او به گفتن یک جاسوس بی میل و مردد به عکس کشیده می شود، اما به زودی عاشق این کار می شود.
سریال جاسوسی Deutschland 83 دارای شخصیت های منفی خوش ساخت بسیاری است، و این با تاریخ واقعی مطابقت دارد، چون آلمان شرقی یکی از بدترین مکانها برای زندگی در همه اروپای کمونیستی می بود. این سریال این چنین مشخص می کند که چطور بدخواهی و عداوت افسران ارشد زیاد تر به جای باور اخلاقی شخصی، ناشی از تلقین، چاپلوسی و دورویی است. و با وجود فضای غم انگیز، این سریال از نظر زیبایی شناختی غنی است و از رنگ خاکستری کلیشه ای به سود فیلمبرداری رنگارنگ تر اجتناب می کند.

۱- The Assets (2014)
بر پایه کتاب غیرداستانی Circle of Treason: A CIA Account of Traitor Aldrich Ames and the Men He Betrayed نوشته جین ورتفویل و ساندرا گرایمز، سریال The Assets ماجرای تلاش های آلدریچ آلمز، مامور سازمان سیا است که اسراری را در ازای پول در اختیار اتحاد جماهیر شوروی قرار می دهد. این اطلاعات تبدیل قتل چندین نفر از اعضای سیا شد که مخفیانه در اتحاد جماهیر شوروی مستقر بودند. یک درس زندگی آشکار در The Assets وجود دارد: حرص و طمع آینده ای ندارد. زمان تماشای سریال، نمی توان از این که آلمز به یک اندازه احمق و باهوش می بود، شگفت زده نشد.
فروش اسرار حیاتی در ازای مبالغ هنگفت قطعاً به توانایی نیاز داشت، اما بعد از آن او با ولخرجی بیشتر از ۶۰,۰۰۰ دلاری که بیشتر از حقوق یکسالش در سازمان سیا می بود، خود را لو داد. او برای خود یک همسر کلمبیایی گرفت، یک ماشین جگوار و یک عمارت در شهرستان آرلینگتون، ویرجینیا خریداری کرد. این بی پروایی و جرأت ریسک کردن در تصمیم گیری های همه عمرش مشهود می بود و حتی وقتی که دستگیر شد، در سخنانی معروف او گفت: «دارید نادرست بزرگی می کنید! یک نفر اشتباهی را گرفته اید!».
دسته بندی مطالب
کسب وکار
[ad_2]